آمَد و شُد

در باب رضا پهلوی

بازگشت این آدم به کشور و حکومت کردنش یک افسانه‌‌س... شاید هم یک جوک بزرگ. 

 من با این آدم نمی‌تونم کنار بیام به دو دلیل: ۱- سلطنت فی نفسه یه نهاد ارتجاعیه و در دنیای مدرن امروز اجرا کردنش یه کار خیلی ابزورده.

۲- رضا پهلوی محصول یک جور زن‌ستیزی پنهان (و شاید هم آشکار) هست. یادتون نرفته که فرزند اول شاه شهناز دختر فوزیه بود. درسته که جدایی فوزیه از شاه دلایل متعدد دیگری داشته و ربط مستقیمی به نبود فرزند پسر نداشت. اما اگر بجای شهناز یه پسر متولد شده بود به نظرم شاه فوزیه رو به این راحتی طلاق نمی‌داد.

اما طلاق ثریا، همسر دوم شاه، دیگه ربط مستقیم به فرزندآوری و اون هم فرزند پسر داشت. ثریا چون نمی‌تونست بچه‌دار شه شاه طلاقش داد با وجود این که خیلی عاشقش بود. ولی خب... منطق نهاد سلطنت اینه که عاشق ثریا هستی که باش. به من چه. ایران ولیعهد می‌خواد و این یک قانون و بایده. همین امر نشون می‌ده که نقش زن صرفا پسر زاییه. اگر می‌تونی خب چه خوب. اگر هم نمی‌تونی تو رو به خیر ما رو به سلامت. حالا می‌خوای باکمالات‌ترین و زیباترین زن هم باش.

بله دوستان، رضا پهلوی محصول طلاق دو زن به صرف این که نتونستن ولیعهد برای ایران بزایند، هست. 

اگر زن هستید و از رضا پهلوی حمایت می‌کنید به این نکته لطفا توجه کنید و گوشه ذهنتون داشته باشید. 

در ضمن، سلاح طرفداران رضا پهلوی، در صورتی که ضدشون حرف بزنید، متهم کردن و ترور شخصیته. من نمی‌دونم با فحش دادن چه چیزی رو می‌خوان ثابت کنن. نمی‌فهمن که بدتر خودشون زیر سوال می‌رن. چون این پرسش برای آدم پیش میاد که این چه مکتب و مرام فکری‌ایه که این موجودات رو تربیت کرده؟

و در آخر، خداییش این آدم از مسائل جامعه ایران هیچی نمی‌دونه و به هیچ جاش هم نیست که چه به سر مردم داره میاد. همون بشینه سر جاش بهتره.

حدیث ملاحسینی