آمَد و شُد

اعدام؟ هرگز

بله، من اعدام رو یک حکم ضدبشری و بدوی می‌دونم و مایه آبروریزی و سرافکندگی کشورم.

من، منم. نه حتی مادرم

داخل گروه واتساپی فامیل‌ من یک صوت گذاشتم و بابت لطف یکی از بستگان نسبت به من تشکر کردم. بعد از چند لحظه یکی از فامیل‌ها که از نظر سنی به من نزدیکه گفت وااااای حدیث! این تویی یا مامانت! این که صدای مامانته!

من هیچ از این قضیه خوشم نمیاد. من خودم هویت و شخصیت مستقل دارم. ۳۰ و اندی سال سن دارم و بهرحال یک کارهایی تا الان کردم. اصلا برام خوشایند نیست که من رو "دختر فلانی" خطاب کنن. من خودمم. والسلام.

درباره دوره محمدرضا شاه پهلوی

من سیاست خارجی و مشی روابط بین‌الملل شاه رو می‌پسندم. روابط خوبی با کشورها داشت و از این جهت آدم قابلی بود. بی‌خودی کشور رو به جنگ و فلاکت نکشوند سر آرمان‌هایی که هیچ ربطی به ایران نداره. 

آزادی‌های فردی‌ و اجتماعی هم که در اون دوران وجود داشت واقعا خوب بود. اون کسی که مذهبی بود دنبال برنامه‌های خودش بود و اون کسی هم که سکولار بود می‌تونست به راحتی سبک زندگی خودش رو انتخاب کنه. بدون این که کسی بیاد به زور و با لگد بخواد بچپونتش توی بهشت. 

کارهای فرهنگی‌ای هم که در اون دوره شد قابل تحسینه. اون کارها رو بیشتر فرح انجام داد. مثل تاسیس کانون پرورش فکری کودکان و ساخت موزه هنرهای معاصر و خرید آثاری از هنرمندان درجه یک دنیا. برخلاف خیلیا هم جشن هنر شیراز رو یک جشن بسیار عالی برای آشنایی با فرهنگ و هنر سایر کشورها می‌دونم. 

با همه این احوال...

من سلطنت‌طلب نیستم و معتقدم باید ایران از نظام سلطنت عبور می‌کرد. دوره شاه خفقان در سیاست داخلی، توزیع نابرابر ثروت و کمبود امکانات در شهرستان‌ها و روستاها وجود داشت. درضمن، شاه آدم موندن و مبارزه کردن نبود... تا اوضاع و احوال بهم می‌ریخت چمدونش رو می‌بست و فرار می‌کرد. این جالب نیست برای حاکم یک کشور. 

این بود از نظر من.

 

کلمات مورد علاقه‌ (۱)

من از کلمه "صیرورت" خیلی خوشم میاد... خیلی با مسما هست و احساس می‌کنم توی زندگیم خیلی حسش می‌کنم.

حجم جنایت

ماکان نصیری عزیزم هنوز اثری ازش نیست. دائم تصور می‌کنم که این بچه چطور از بین رفته😔

#میناب

امروز روز خوبی نبود

روز خوبی نبود برام و حال و احوالم خیلی نوسان داشت. همین. دوستون دارم دوستان مجازیم...

دروغ و نفاق

وقتی جلوی یه شخص یا خانواده‌ مذهبی بر خلاف باور و اعتقادت مجبور می‌شی که روسری سرت کنی؛ این خودش نشون دهنده اینه که اون اشخاص محترم مذهبی خودشون دلشون می‌خواد شاهد نفاق باشن و دروغ بشنون. مگر نه این که در همه ادیان دروغ و نفاق گناهی زشت انگاشته شده؟ پس این چه تناقضیه؟ چرا اون دوستان مذهبی حاضر نیستن با این واقعیت مسلم کنار بیان که عده‌ای با اون‌ها هم‌عقیده نیستند و افکار و سبک زندگی متفاوتی دارن؟؟؟؟؟ 

جوری رفتار نکنید که آدم مجبور شه این حکم رو صادر کنه که جامعه اسلامی اساسا منافق پرور و دروغگو پروره!

نمی‌خوام بجنگم

نه می‌خوام بجنگم و نه می‌خوام "مقاومت" کنم؛ می‌خوام زندگی کنم. می‌خوام اون روزی رو ببینم که با هیچ کشوری در منطقه و دنیا نمی‌جنگیم و داریم زندگی عادیمون رو می‌کنیم. دنبال هیچ آرمانی هم نیستیم و فقط به کشور خودمون فکر می‌کنیم. 

اونایی که دنبال جنگ و بدبختی و خون و خونریزی هستن هم الان از زیر کولر بلند شن برن جنوب و خودشون رو سپر کنن. بجای این که یک مشت سرباز بی‌گناه کشته بشن...

شرح حال

در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند/ من چنینم که نمودم دیگر ایشان دانند ❣️

حضرت حافظ

اعترافات (۱)

سریال میوه ممنوعه رو یادتونه که ماه رمضان سال ۱۳۸۶ نشون می‌داد؟ 

در زمانه خودش خیلی تابوشکن بود و شایدم هنوز هست. می‌گن براساس داستان معروف شیخ صنعان درست شده بوده. شیخی عارف مسلک که عاشق دختر ترسا می‌شه...

من اعتراف می‌کنم که این نوع عشق برای من عمیقا جذابه و ته دلم یه احساس رضایت خیلی زیاد می‌کنم از دیدن و شنیدن این نوع عشق‌های ممنوعه. آهنگ تیتراژ پایانیش با صدای احسان خواجه‌ امیری روی تک تک سلول‌های بدنم می‌شینه؛ مخصوصا اونجا که می‌گه: "هفتاد سال عبادت، یک شب به باد می‌ره...".

حقیقتا دلباخته این یک شب به باد رفتن‌ها هستم... زنده باد هرچیز ممنوعه که شور و زندگانی رو به این زندگی یکنواخت ارزانی می‌کنه.