این که وسط یه بحث جدی و مهم یهو بپری وسط حرف طرف و بحث رو با صحبتهای بیمورد درباره حالات شخصیت به حاشیه بکشونی؛ این که میانه یک مکالمه منطقی و چارچوبدار به شکل ناگهانی و بیمقدمه شروع کنی یه بند از احساسات درونیت حرف بزنی، خداوکیلی اصلا جالب نیست. بعضیا متوجه نیستن که وسط بحث درباره مسائل ژئوپلیتیک ایران هیچکس واقعا براش مهم نیست و موضوعیتی هم نداره که تو در درونت چه احساسی داره میگذره. از جنگ خوشت میاد، بدت میاد، میترسی یا دچار هیجان میشی؟ خب به ما چه. اینجا جای مطرح کردنش نیست. بعضیا متوجه نیستن که وسط یک سمینار جدی درباره یه مسئله اجتماعی بیان کردن یک سری واقعیتهایی درباره زندگی شخصیت هیچ جایی نداره و رشته کلام از دست اون ارائه دهنده بدبخت در میره.
خدا وکیلی نکنید این کارها رو. یارو ۵۰ سالشه مثل یه بچه پنج ساله میپره وسط حرف و صحبتای بیربطی میکنه که اصلا هیچ جایگاه و موضوعیتی در اون فضا ندارن. من دقت کردم، این رفتارها الزاما از سر بیادبی و بلد نبودن آداب معاشرت نیست. اگه بخوام رُک و پوست کنده بگم، از یه جور نفهمی و عدم درک شرایط میاد.