نمیخوام شر و ورهای انگیزشی ردیف کنم. متاسفانه این روانشناسای زرد و مثبتگرا انقد این حرفا رو در جاهای نادرست بیان کردن که دیگه معنا و لطفش رو از دست داده.
فقط خواستم بگم که از منطقه امنتون بیاین بیرون. به حرف پدر و مادر و... که میگن این کارو نکن خطرناکه یا این کار سخته و تخصص میخواد گوش نکنید. اصلا گوش نکنید. وقتی از منطقه امنتون خارج میشید به شناخت جدیدی از خودتون میرسید و شگفتزده میشید.
مثال میزنم: من یه درونگرام. اما به خوبی میتونم با آدما مصاحبه کنم. الانم برنامه دارم که با طبقاتی فرودست حشر و نشر کنم و به قول معروف خودم رو در طبقه خودم حبس نکنم. حالا فکر کن اگر میخواستم به حرف ننه بابای بورژوام باشم، باید توی یه شرکت فیسان چُسان توی فرمانیه کار میکردم.
من چنین چیزی رو نمیخوام و دارم براش مبارزه میکنم و دارم آروم آروم به رویه من عادت میکنن. از این که یه زندگی آکواریومی داشتم خوشم نمیاد. میخوام تغییرش بدم.
کلا به حرف خانوادهها اصلا گوش نکنید. کار خودتون رو بکنید. اگر پدر و مادر بیخیال و آسونگیری دارید که بهتون باور داره خب خیلی خوبه. ولی اگر ندارید به هشدارهاشون اصلا توجه نکنید. فکر نکنید مراقبت همیشه لطفه. من میدونم نیت بدی ندارن و خیلی دوستم دارن. ولی یک بعد دوست داشتن به نظرم اینه که نمیذاری طرفت رشد کنه. به صورت ناخواسته و نامحسوس این کارو میکنی البته. روی حرفام فکر کنید.